بهترین وبلاگ دنیا

به وبلاگ من خوش اومدین

امیدوارم از مطالب لذت ببرید

لطفا نظر یادتون نره

نوشته شده در 91/06/27ساعت 18:59 توسط armin|

درسته طولانیه ولی خیلی باحاله توضیه میکنم بخونید ;)

ساعت درس کلاس تشریح و کالبد شکافی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران استاد به دانشجویان سال اول 
میگوید: به شما تبریک میگویم که در کنکور قبول شده اید و الان رسما دانشجوی پزشکی هستید.
ولی برای فارغ التحصیل شدن و پزشک شدن هم باید "رقت عمل " و هم "دقت عمل " داشته باشید.
همه شما باید کاری که من الان میکنم را انجام دهید واگرنه به درد این رشته نمیخورید و اخراج هستید
سپس یک جسد وارد کلاس میکند و ناگهان انگشتش را تا ته در ما تحت جسد فرو میکند و میگذارد توی
دهنش و میمکد. و میگوید حالا شما هم باید این کار را بکنید!!
دانشجوها شوکه می شوند و اعتراض میکنند ولی استاد میگوید الا و بلا باید بکنید واگرنه اخراج هستید.
چند تا دختر غش میکنند, پسر ها بالا میاورند, ولی با هر بدبختی ای هست همه دانشجوها آخرش انگشت
را در ماتحت جسد میکنند و میگذارن در دهانشان و میمکند!
استاد میگوید :هان! شما همه رقت عملتان خوب بود ولی دقت عمل نداشتید شما همگی انگشت اشاره را
در ما تحت کردید و می مکیدید ولی من انگشت اشاره را در ما تحت کردم و انگشت وسط را مکیدم؛
 سعی کنید بیشتر دقت کنید !!!!!!!!!
نوشته شده در 91/05/23ساعت 1:58 توسط armin|

نوشته شده در 92/02/21ساعت 11:20 توسط armin|

نوشته شده در 92/02/21ساعت 11:19 توسط armin|

نوشته شده در 92/02/21ساعت 11:18 توسط armin|

نوشته شده در 92/02/21ساعت 11:17 توسط armin|








نوشته شده در 92/02/21ساعت 11:15 توسط armin|

نوشته شده در 92/02/21ساعت 11:14 توسط armin|

نوشته شده در 92/02/21ساعت 11:13 توسط armin|







نوشته شده در 92/02/21ساعت 11:12 توسط armin|

تا حالا شده به کامپیوترتون التماس کنین ؟؟؟ 
من حتی یه قول هایی هم بهش دادم!!

نوشته شده در 91/09/22ساعت 10:34 توسط armin|

1- داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟ میگم: پ نه پ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم.


2- رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شماهم اومدین خون بدین؟ میگم: پ نه پ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!

3- (مخصوص) رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟ میگم پ نه پ زیارتیه میخوام برم امامزاده ریچارد!!

4- کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟...پ نه پ میرم اب هویج بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه.

5- ساعت 4-5 صبح گوشیم زنگ زده برداشتم بزور دارم جواب میدم ..میگه خواب بودی ؟؟پ نه پ داشتم سر گلدسته مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته.

تا درودی دیگر بدرود ( نظر یادتون نره!)
نوشته شده در 91/09/16ساعت 23:6 توسط armin|

نوشته شده در 91/09/14ساعت 9:5 توسط armin|

نوشته شده در 91/09/14ساعت 9:4 توسط armin|

یه قانونی هست که دخترا دارن به این عنوان:
.
.
.
.
.
.
دیر رسیدن بهتر از زشت رسیدن است :))

نوشته شده در 91/09/14ساعت 9:3 توسط armin|

نوشته شده در 91/09/12ساعت 9:7 توسط armin|

نوشته شده در 91/09/01ساعت 23:20 توسط armin|

ســــه بار بگو : " سه شيشه شير ، سه کيسه سير "

تــــذکر : فقط جلو خانواده نگیداا

خخخخخخخخخخخخخ
نوشته شده در 91/09/01ساعت 23:13 توسط armin|

يارو مي‌ميره، ميره بهشت .
روز اول جبرئيل مياد، ميگه: ميخوام جُمجُمه ت رو سوراخ كنم دور سرت نور بذارم!
طرف با کلی بدبختی قبول میکنه!

روز بعد مياد ميگه:‌ ميخوام كتفاتو سوراخ كنم برات بال بذارم!
يارو شاكي ميشه، ميگه: بابا نخواستيم! من ميخوام برم جهنم!
جبرئيل ميگه: كجا ميخواي بري؟! اونجا پدرت رو در ميارن، چوب تو ک و...ت ميكننا!
ميگه: بازم اون ‌بهتره، حداقل سوراخشو خودم دارم=)))))))))))
نوشته شده در 91/09/01ساعت 23:4 توسط armin|

اینقد تکون نخور بچه! خطا بزنم، نسل انسان منقرض میشه


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

[ ج_ن_ت_ی در حال ختنه حضرت آدم ] =)))
نوشته شده در 91/09/01ساعت 23:2 توسط armin|

غضنفر سر توالت فرنگی با يه نفر دعواش ميشه ازش ميپرسن چی شده؟

ميگه:من دو روزه از اين چشمه آب ميخورم آقا اومده ريده توش!:)))
نوشته شده در 91/09/01ساعت 22:55 توسط armin|

دقت کردین تو این فیلم های ایرانی زنه حامله نمیشه و عیب از شوهرشه


بعد میره امامزاده حامله میشه...؟!!!

من که به شخصه به این سرایدار امامزاده مشکوکم...... :|
نوشته شده در 91/09/01ساعت 22:53 توسط armin|

يه گروه نشسته بودن به ترتيب هركي يه عدد ميگفت بقيه ميخنديدن.


يكي ميره بهشون ميگه قضيه چيه؟

ميگن حال نداريم جك تعريفكنيم براشون عدد گذاشتيم. حالا هر عددي رو ميگيم همه ميدونن

چه جكيه ميخنديم. :)))))))))))))

ميگن حالا تو يه عدد بگو

ميگه287. ميبينه يكي ولو ميشه، يكي غش ميكنه، يكي خودشو ميزنه....

ميپرسه چي شد؟

ميگن اينو تاحالا نشنيده بوديم!
نوشته شده در 91/09/01ساعت 22:52 توسط armin|

دختره استاتوس گذاشته " درد زایمان خیلی زیاده " :-|

" پسره کامنت گذاشته "درکت میکنم "

پیشرفت قابل توجهی داشتن پسرا ، دیگه کار از زیر ابروو برداشتن گذشته
نوشته شده در 91/09/01ساعت 9:2 توسط armin|

من صندلی جلو بودم، یه خانوم خیلی چادری میان سال هم پشت راننده نشسته بود. نزدیکای مقصدش که داشت میرسید از راننده پرسید کرایه ش چقدر میشه. بعد با چادرش گوشه ی 200 تومنی رو گرفته بود و با همون وضع دستش آورد سمت راننده. آقای راننده هم که خیلی راننده بود کاملا خونسرد از توی داشبورد یدونه انبر دست برداشت و پول رو گرفت. یعنی حال کردم با این حرکتش.!!!
نوشته شده در 91/08/26ساعت 0:14 توسط armin|

میگن تو بهشت شنبه یکشنبه دو شنبه و اینا وجود نداره همه روزا جمعه س بدبختن این اروپایی ها.......خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
نوشته شده در 91/08/25ساعت 23:54 توسط armin|


البته ما پسریم
نوشته شده در 91/08/25ساعت 23:47 توسط armin|

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود

که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند

. نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه

متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره

خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته

بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به

سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به

سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان

حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا

کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه

بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز

برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر

من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه
نوشته شده در 91/08/25ساعت 23:44 توسط armin|

نوشته شده در 91/08/25ساعت 23:21 توسط armin|

نوشته شده در 91/08/25ساعت 23:12 توسط armin|